سلطان محمد مطربي سمرقندي
600
تذكرة الشعراء ( فارسي )
و تصحيح رسايل نيز ، همانجا نمودهاند . بعد از حصول مقاصد دينى ، به مضمون حديث صحيح : « سافروا تصحّوا و تغنموا » طريق مسافرت را اختيار نموده ، ترك وطن مألوف كرده ، متوجه ولايت هندوستان گشته ، در بلدهء كابل متمكّن گرديدهاند و عالىحضرت سلطنت مرتبت ، محمد حكيم ميرزا ابن همايون پادشاه ، در تعظيم و تكريم ايشان ، ساعة فساعة افزوده ، دقيقهاى از دقايق رعايت را نامرعى نمىگذاشته و بعضى از كتب و نسخ عربيّه و غيره را در صحبت ايشان گذرانيده ، كسب فضايل مىنموده . بعده به مضمون كريمهء وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ « 1 » متوجه ، به طواف حرمين شريفين - زادهما اللّه تشريفا و تكريما - گرديده ، به مضمون بيت : شكر خدا كه هرچه طلب كردم از خدا * بر منتهاى همّت خود كامران شدم بدان دولت عظمى فايز آمدهاند . چندگاهى در مدينهء سكينهء معظّمه ، درس تفسير و مشكات ، مىفرمودهاند . بعد از آن به مدلول حديث : « حبّ الوطن من الايمان » عازم مسكن معطوف گرديده ، بدين ديار خيرآثار تشريف آورده بودند . مدّتى در ايّام سلطنت خاقان جنّتمكان ، عبد اللّه خان ، بر مسند قضاى سمرقند مستند گرديده ، به استحقاق عمل مىفرمودند و اين بيت رنگين را نقش نگين خود ساخته بودند كه بيت : نشان مِهر دارد مُهر صادق * و گرنه مُهر از اين مسكين چه لايق نسب عالى دارند ؛ از جانب والد بزرگوار ، به حضرت قطب مرتبت ، غوث منزلت ، خواجه محمد حلوايى مىرسند ، به واسطهء آن مشهور به « قاضى محمد صادق حلوايى » بودند « 2 » و به حضرت شيخ المشايخ برهان الدين ساغرجى نيز ، مستندند و به سلاطين كزكانيّه نيز ، نسبتى داشتهاند و جناب علّامهء علماى سمرقند مولانا احمد جند ، ايشان را در مصنّفات خود لسان الوحى مىنوشتهاند . فقير به سعادت ملازمت ايشان مستسعد گشته بودم ، عجايب شيرينكلام و خوشاختلاط و عالىهمّت بودند و مهما امكن ، در رعايت حال فقرا و شعرا
--> ( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، 196 . ( 2 ) . در اصل : ( مشهور بودند ) .